ای که باهرکه به غیراز دل من یار شوی
گاه باغیر روی گاه دل آزار شوی
این چه رسمی است که آموخته ای از دگران
بی وفا گشته ای وهمدم اغیارشوی
گاه چون نوربه اعماق دلم میتابی...
گاه سنگین دلی و گاه ستمکارشوی
گاه چون پرتو ماهی و سبکبال چون قو
گاه بیرحمی واین مرتبه خون خوارشوی
قصد آزردنت ای گل به دلم نیست هنوز
دردلم نیت این نیست که بیمار شوی
آرزو دارم ودر دل به دعایت هرشب
یاربا یا مددی بلکه تو بیدارشوی
شعر از:بابک.خ
نظرات شما عزیزان:
شعر بسیار زیبایی بود . میشه ایمیل شاعرش رو اگه دارین بهم بدین میخوام باهاش تبادل اشعار کنم
ممنون
[ پنج شنبه 5 ارديبهشت 1392برچسب:,
] [ 19:41 ] [ فاطی ][